تبليغاتX
komakam kon.blogfa.com

komakam kon.blogfa.com
کمک


تر تر مثه يه رويــا، خيس خيسي مثـه شبنم


قصه هاي عاشقي رو مي نويسي روي قلبم


پرم از شوق شکفتن توي لحظه هــاي ديدار


تپش دلت تو قلبم، تا هميشه ميشه تکــــرار


تو چي داري توي چشمات که شب از چشات مي ترسه


هر پريزاده عاشق، اسمتو از مــن مي پــرسه


تو همون فرشته هستي که از آسمون رسيــدي


از تـن ابــرا گذشتي پاک و مهــــربون رسيـــدي


سيبهاي ســرخ بهشتو واســه سوغاتي آوردي


شــدي دلــداده عـاشق، دلتو به مـــن سپردي


روي قلب مــــــن نوشتــي توي قلبتم هميشه


تــو تمــوم آرزومــي، زندگي بـــي تـــو نميشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 17:50 توسط مرتضی |


من اونو دوسش دارم
خدا جونم خوب ميدونه
به خودش چيزي نگفتم
مي دونم خودش ميدونه
تو عمق دلم جاش ميدم
آروم و قرارش ميدم
به عشق من شك مي كنه
پيش من نمي مونه
عاشق اون از ازل ميشم
شعر ناب در غزل ميشم
اون غزل دوست نداره
شعرامو نمي خونه
يار شبيه پرنده ست
مثل غزال، رمنده ست
نمي خواد صيدم بشه
تو قفس نمي مونه
با دلم بازي مي كنه
عشقو صحنه سازي مي كنه
به خيال خودش داره باهام
عشق بازي مي كنه

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 17:44 توسط مرتضی |


اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش

اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمرم

اگه همش پیش همه بهت می گم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبدسبد گل می چینم

منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم

منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا

اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما

منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کمم

تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم

منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم

ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 17:44 توسط مرتضی |


 

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است

 ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشایی است

 مرا در اوج میخواهی تماشا کن

 تماشا کن دروغین بودم

 از دیروز مرا امروز حاشا کن

 در این دنیا که حتی ابر هم نمی گرید

 به حال من همه از من گریزانند

 تو هم بگریز از این تنها

 رفیقان یک به یک رفتند

 مرا با خود رها کردند

 همه خود درد من بودند

 گمان کردم که همدردند

 شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند

 به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 17:43 توسط مرتضی |


وقتي ميايي صداي پات،از همه جاده ها مياد

انگار نه از يه شهر دور كه ازهمه دنيا مياد

تا وقتي كه در واميشه لحظه ي ديدن ميرسه

هرچي جاده است رو زمين به قلب من ميرسه

اي كه تويي همه كسم بي تو ميگيره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چي ميخوام ميرسم

به هر چي ميخوام ميرسم

وقتي تو نيستي قلبم رو واسه كي تكرار بكنم

گل هاي خواب آلوده رو واسه كي بيدار بكنم

دست كبوترهاي عشق واسه كي دونه به پاشه

ميگه تن من ميتونه بدون تو زنده باشه

اي كه تويي همه كسم بي تو ميگيره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چي ميخوام ميرسم

به هر چي ميخوام ميرسم

عزيزترين سوغاتي غبار پيراهن تو

عمر دوباره ي منه دوباره ديدن وبوييدن تو

نه من تو رو واسه خودم نه از سر حوس ميخوام

عمر دوباره ي مني تو رو واسه نفس ميخوام

اي كه تويي همه كسم بي تو ميگيره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چي ميخوام ميرسم

به هر چي ميخوام ميرسم

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 17:42 توسط مرتضی |


كاش ميشد كه به من خيره شوي

با دو چشم مست و آهو وار خويش

كاش ميشد شاد و خوشحالم كني

با كلام روشن وگيراي خويش

كاش در قلب تو جايي داشتم

كاش چون باغ بزرگي در بهشت

در دلم حال و هوايي داشتم

كاش روحت ، نَفَست ، احساست

كاش چَشمت ، بدن چون ياست

همه را يك شبه صاحب ميشدم

در دلم بهر تو لايق ميشدم

كاش هر لحظه كه من دلتنگم

در درون دل خود بي رنگم

ناگهان از تو پيامي ميرسيد و باز، خندان ميشدم.

كاش بودي به كنارم با عشق

ولي افسوس و دريغ از اين عشق

چون كه راه تو ز راه من جداست

رسم دنيا با دلم بس بي وفاست

كاش تقدير تو اينگونه نبود

كاش تقدير من اينگونه نبود

كاش درك تو، كمي كوچك بود

درد تو درد جداماندن نبود

كارت از وابستگي بد گفتن و رفتن نبود

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 17:41 توسط مرتضی |


براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشکست و قيمت اشک عشق

روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم

برای كشتن یك پرنده یك قیچی كافیست.لازم نیست آنرا در قلبش فرو كنی یا گلویش را با آن بشكافی.پرهایش را بزن خاطره ی پریدن با او كاری میكند كه خودش را به اعماق دره ها پرت میكند

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 17:39 توسط مرتضی |


 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 17:38 توسط مرتضی |


 

نمیشه یه شب به خاطر نبودنت گریه کنم              

نمیشه یه شب به یاد خنده هات خسته و افسرده نشم

              

 می شه هرشب برای شنیدن صدات یه وجب ازت دوربشم

            

   می شه هرشب که تو هرشب کنارمی لحظه ها رو دنبال کنم

       

        می شه یاد هر شب و هرشب تا صحر خدا رو صدا کنم

     

          نمی شه با هم کنار هم یه شب و تا صحر بدون اخم گذر کنم

      

         می خوام از سکوت بی وقفه تو تو غبار لحظه هام بشینم و حرف بزنم

       

        می خوام از روی جنازه های دل سوخته آدمای شهر کوچ کنم

       

        می خوام از کنار تو عشقم و یه یه جوری با نگات طاق بزنم

        

       می خوام از روی گونه های خیسم برات از اشکام دریا بسازم

            

   می خوام از بلند ترین قله دنیا داد بزنم عزیز ترین دوستت دارم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 17:37 توسط مرتضی |